سفارش تبلیغ
صبا ویژن






















تنها بهار

خداونداهرهنگام که به سویت می ایم دست نوازشت رابرروی گونه هایم میکشی ومن ازهرهنگام بیشتر تورامیطلبم هنگامی که ازتو دور

میشوم وخودراتنها به چند هیزم خشک میسپارم وغرق دراتش گریزان دست وپامیزنم باران بخششت رابازبرسرم میپاشی وچه کسیست

 ازتوبخشنده ترتبسم

معبودمن ......دوستت دارم تنهانه به خاطراین که مراخلق کردی......هنگامی که دیدگانم رابراطرافم نمایان میسازم.....تنهاتورامینیم هرسویی

راکه مینگرم......زیبایی های تورامیبینم.....وچه کسیست ازتوزیباترتبسم 

دنیابه من اموخته است که اورابپرستم اماتوبه من اموختی که مخلوق دنیاراستایش کنمتبسم 

رازونیازباتوبه من ارامش میدهد واین راز ونیازکردن است که مرامیسازدتبسمتبسم

 

 

 

 


نوشته شده در شنبه 90/6/5ساعت 12:10 عصر توسط مهسا نظرات ( ) |


آخرین مطالب
» دل
ریل....
سجاده من....
سر خط....
[عناوین آرشیوشده]

Design By : RoozGozar.com